معنی جامع حلب

معنی جامع حلب

5 بازدید
[ مِ عِ حَ لَ ] (اِخ) مسجدی است بسیار قدیمی در حلب که بنام جامع اعظم و جامع حلب معروف است: مؤلف اعلام النبلاء فی تاریخ حلب الشهباء آرد: در جزوه ای که نزد من است (و گویا از کنوز الذهب ابی ذر باشد) شرحی ذکر شد، خلاصهٔ آن چنین است: هنگامی که ابوعبیده حلب را فتح کرد در قرارداد صلحی که با مردم آنجا نوشت، موضعی را برای مسجد تعیین ساخت و آن موضع در اصل باغ کنیسهٔ حلاویه بود و صحابه جامع را در آن محل بنا کردند، سپس سلیمان بن عبدالملک آن را به صورت جامع دمشق تجدید بنا کرد و به همان اندازه که ولیدبن عبدالملک در بناء جامع دمشق کوشش کرده بود او نیز بکوشید. گویند: که این مسجد را ولید با اسباب و آلاتی که از کنیسه قورص بدست آورده بود بنا کرد. این کنیسه از عمارات عجیب دنیا بوده و گویند: که ملک روم در ساختمان سه ستون آن هفتاد هزار دینار مصرف کرد... و گویند بنی عباس این جامع را خراب کرده و مصالح آن را صرف ساختن جامع انبار کردند. در باب الحجازیه این مسجد سنگ مرمری به طول تقریباً نیم ذرع و عرض کمتر از این بکار رفته است و عمربن عبدالعزیز بر روی آن می نشست. و چون نقفور بسال ۳۵۱ هـ .ق . به حلب درآمد شهر و جامع آن را آتش زد و سپس سیف الدوله آن را مرمت کرد... شعراء عرب در وصف آن قصائدی سروده اند از جملهٔ آن قصیدهٔ طویل ابوبکر صنوبری است در وصف جامع چنین گوید: حبذا جامعها ال جامع النفس نقاها... در این جامع پیوسته حوزه های درس لغت و ادب و نحو و فقه و حدیث تشکیل میشد. و العادل نورالدین دو زاویه در آن برای تدریس مذهب مالک و احمد و زاویه ای خاص تدریس حدیث وقف کرده است. بسال ۵۶۴ هـ .ق . چهارشنبهٔ ۲۷ شوال اسماعیلیه این جامع و بازارهای اطراف آن را آتش زدند و نورالدین محمودبن زنگی کوشش بسیار در تجدید بنا و مرمت آن کرد و یکی از بازارهای اطراف آن را بفتوای عبدالرحمان بن محمود الغزنوی جزء مسجد کرده و آن را مربع و خوش منظر ساخت. (تلخیص از اعلام النبلاء فی تاریخ حلب الشهبا ج ۲ ص ۷۸ ببعد). بسال ۴۸۲ هـ .ق . قاضی ابوالحسن محمدبن یحیی بن الخشاب منارهٔ جامع حلب را بجای منارهٔ قبلی بنا کرد. (از اعلام النبلاء فی تاریخ حلب الشهبا ج ۱ ص ۳۶۱). و رجوع به معجم البلدان شود.

کلمات هم‌قافیه با «جامع حلب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید