معنی جامعالعلوم
4 بازدید
[ مِ عُلْ عُ ] (ع ترکیب اضافی) آنکه جامع دانشها باشد. آنکه همه یا غالب دانشها را بداند.[ مِ عُلْ عُ ] (اِخ) علی بن حسین. این شخص همان جامع باقولی است. رجوع به جامع باقولی و رجوع به ابوالحسن... ضریر اصفهانی در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «جامعالعلوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر