معنی جامخانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آینه خانه را گویند، و آن خانه ای است که در و دیوار آن را شیشه بندی کرده باشند. (برهان) (ناظم الاطباء). خانه ای که در و دیوار آن را شیشه بندی کرده باشند از جام که عبارت از شیشهٔ جامی است. (آنندراج). اطاق آئینه کاری. || فرش. بساط. (دهار). مفرش. || شادروان. (دهار): و سی خروار موکب استری از داروخانه و شراب خانه و آب و جامخانه با او بردندی. (تاریخ طبرستان). || کنایه از فلک و چرخ : من جام جم گرفته و با خود در این سخن کاین جام خانهٔ فلکی چون توان شکست. مجیر بیلقانی. از مدح شاه و جام می لعل چاره نیست تا پای بست گردش این جام خانه ایم. مجیر بیلقانی.[ نَ / نِ ] (اِخ) موضعی است از اندرود در فرح آباد مازندران. رجوع به سفرنامه مازندران رابینو ص ۱۲، ۱۳، ۴۹، ۱۱۹ بخش انگلیسی شود.[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان دورود بخش مرکزی شهرستان ساری است. در ۱۶ هزارگزی جنوب خاوری ساری و ۹ هزارگزی تکاو و ۳ هزارگزی شوسه قرار دارد. در دامنه واقع شده و هوای آن معتدل و مرطوب و مالاریائی است و ۲۲۲۰ تن سکنه دارد. آب مشروب ده از چشمه و محصول آن غلات، پنبه، صیفی و توتون است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان بافت پارچه های نخی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «جامخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر