معنی جاماسب حکیم
6 بازدید
[ بِ حَ ] (اِخ) رجوع به جاماسب شود. نام دانشمندی است که گویند درخت کشمر، که به بلندی آن در عالم هیچ درختی نیست بدست او غرس شده است و نیز گویند: وی در کوسوی مدفون است. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۴۳ و ۱۵۳). مؤلف حبیب السیر آرد: وی شاگرد لقمان و برادر گشتاسب است و در علم نجوم مهارت کامل حاصل داشت و از سخنان اوست که: بدترین خصال ترک کرم است و بهترین افعال ترک خست است و فرمود که: بزرگ ترین آلام آن است که کریمی از لئیمی حاجتی خواهد. (حبیب السیر چ تهران ص ۵۷). رجوع به جاماس شود.
کلمات همقافیه با «جاماسب حکیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر