معنی جاماس
6 بازدید
(اِخ) نام حکیمی است که او را جاماسب هم میگویند با بای پارسی در آخر. (برهان). همان جاماسب است. (شرفنامهٔ منیری): محمد زکریا کجا و جالینوس کجا شده ست چو جاماس و بوعلی دیگر. ناصرخسرو. کند بفیض الهی ضمیر تو بیرون زآستین حکم دست دانش جاماس. منصور شیرازی (از شرفنامهٔ منیری). رجوع به جاماسب و رجوع به لغت نامه ذیل اسب، بخش اسب در ایران باستان شود.
کلمات همقافیه با «جاماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر