معنی جالفة
5 بازدید
[ لِ فَ ] (ع ص) تأنیث جالف. سرشکستگی که پوست و گوشت سر رفته باشد. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). آن جراحت که گوشت و پوست ببرد. (مهذب الاسماء). || سال تنگی و قحط و موت ستور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مرگامرگی ستور. آن سال که مال هلاک کند. (مهذب الاسماء). سنة جالفة؛ تذهب بالاموال. (اقرب الموارد). || طعنة جالفة؛ آنکه به اندرون نگذرد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جالفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر