معنی جاعل
7 بازدید
[ عِ ] (ع ص) دهنده. (منتهی الارب). || گرداننده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پیدا کننده. (آنندراج) (غیاث اللغات). || سازنده. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). || قرار دهنده. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). فریبنده. آفریننده. نهنده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). کسی که مرتکب جعل و تزویر شود. رجوع به جعل شود.
کلمات همقافیه با «جاعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر