معنی جاسک

معنی جاسک

6 بازدید
(اِخ) طائفه ای از طوائف ناحیهٔ مکران که شامل هزار خانوار است. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۰۱).
(اِخ) بندری مرکز بخش جاسک شهرستان بندرعباس است. در ۳۰۰ هزارگزی جنوب خاوری بندرعباس کنار دریای عمان واقع است و آن در ساحل و گرمسیر است. سکنه آن ۳۱۱۵ تن و آب آن از چاه است. پست و تلگراف و پادگان نظامی و گروهان ژاندارمری و گمرک و گارد مسلح و بخشداری و دادگاه و کلانتری و دبستان و چند باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
(اِخ) نام یکی از بخشهای پنجگانهٔ شهرستان بندرعباس و واقع در جنوب خاوری آن شهرستان است. حدود آن بشرح زیر است: از شمال به بخش کهنوج و از خاور به شهرستان چاه بهار و از جنوب و باختر به دریای عمان محدود است. قسمت جنوب و باختر بخش ساحل شن زار و نواحی شمالی آن کوهستانی است. هوای آن گرم و مرطوب است. مهمترین رودخانهٔ بخش رودخانهٔ چگین است که از کوههای بشاگرد سرچشمه گرفته به دریای عمان منتهی میشود. این بخش از دو دهستان بشرح زیر تشکیل شده است: ۱- دهستان گابریک که از ۲۱ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۲۹۵۰ تن میباشد. ۲- دهستان حومهٔ جاسک از ۳۲ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۸۵۰۰ تن میباشد. جمع قراء بخش ۵۳ و جمعیت آن ۱۱۴۵۰ تن است. مرکز بخش بندر جاسک نو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸). و صاحب معجم البلدان آرد: جاسک جزیرهٔ بزرگی است مابین عمان و جزیرهٔ کیس (مقصود جزیرهٔ کیش) از جاسک تا جزیرهٔ کیس سه روز راه است. این جزیره دارای اراضی مزروعه و سکنه. و عساکر پادشاه کیس در آنجا ساخلو هستند. سکنهٔ جاسک قوی جثه و رشید و بحری میباشند و کمال مهارت و لیاقت و استادی در فن کشتیرانی و عمل کشتی سازی دارند و شنیدم که در ازمنهٔ سالفه بعضی سفاین که برای سلطان هند کنیزان جوان حمل کرده بودند بجهت توقف موقتی در جزیرهٔ جاسک لنگر انداخته و آن جواری بداخله جزیره بگردش رفتند طائفه اجنه با آنها جمع شدند و سکنهٔ حالیهٔ جزیره از جن بعمل آمدند و منشأ اختراع این قصه و افسانه این است که چون اهالی جاسک قوی بنیه و پرطاقت از برای هرنوع زحمت و کار هستند به این مناسبت این نسبت را به آنها میدهند. (معجم البلدان بنقل از مرآت البلدان ج ۴ ص ۷۱). و صاحب مرآت البلدان آرد: جاسک اسم دماغه و اسم شهری است در انتهای جنوبی کرمان در ساحل بحر هند و سپس مطالب فوق را از معجم البلدان نقل میکند. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۷۱).

کلمات هم‌قافیه با «جاسک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید