معنی جازی
5 بازدید
(ع ص) نعت فاعلی از جزاء. کافی. بسنده: هذا رجل جازیک من رجل؛ ای حسبک. (منتهی الارب). جازیک من رجل؛ یعنی مردی است کافی.(اِخ) نام اسبی است. (منتهی الارب).(ص نسبی) منسوب به جاز. صاحب الانساب آرد: نسبتی است به شهری که آن را یزد نامند و از کوره های اصطخر باشد و شاید این نسبت به جاب برخلاف قیاس بود. (الانساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «جازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر