معنی جارکش
4 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) جارکشنده. کسی که جار میزند. جارزننده. آنکه ندا دردهد. کسی که به آواز بلند مردم را به امری دعوت کند. رجوع به جار شود.
کلمات همقافیه با «جارکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر