معنی جاروف
5 بازدید
(ع ص) بدفال. || حریص. || رجل جاروف؛ مرد بسیار جماع و شادمان. || سیل جاروف؛ آنکه همه چیز را برد. (منتهی الارب). || (اِ) صاروج .
کلمات همقافیه با «جاروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر