معنی جارودیة

معنی جارودیة

4 بازدید
[ دی یَ ] (اِخ) گروهی از زیدیان منسوب به ابوالجارود زیادبن ابی زیاد خراسانی. (منتهی الارب). صاحب الفرق بین الفرق چنین آرد: ایشان از پیروان ابی جارودند و گفتند که پیغمبر بی آنکه نام علی را بر زبان راند در توصیفی که از جانشین خود کرد او را به امامت برگزید. و گفتند که امام پس از علی (ع) حسن و پس از وی برادرش حسین است. از گفتگوئی که در میان جارودیه در پیرامون امامت برخاست دو دسته پدید آمدند: گروهی گفتند که علی پسرش حسن و پس از او برادر وی حسین را به امامت نامزد کرد و پس از آن دو، امامت در فرزندان حسن و حسین به شوری ََ باشد و هرکه از ایشان برخیزد و شمشیر برکشد و مردمان را به دین خویش خواند و دانا و پرهیزکار باشد امام است. گروه دیگر گفتند که پیغمبر پس از علی حسن و پس از وی حسین را به امامت نامزد کرد. جارودیه از گفتگوی دربارهٔ امام آینده به چند دسته شدند: گروهی از آنان کسی را به امامت نامزد نکنند و چشم براه کسی نباشند و گویند هرکه از پسران حسن و حسین شمشیر برکشد و مردمان را به دین خویش خواند امام است. گروهی چشم براه محمدبن عبداللََّه بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب هستند و کشته شدن و مردن او را باور ندارند و پندارند که وی مهدی آینده است و بجنگ برخیزد و بر زمین پادشاهی کند. و سخن ایشان در این باره چون گفتار محمدیه از امامیه دربارهٔ انتظار محمدبن عبداللََّه بن حسن بن حسن بن علی است. گروهی منتظر آمدن محمدبن قاسم خداوند طالقانند و مردنش را راست نمیدانند. گروهی چشم براه محمدبن عمر هستند که در کوفه برخاست و مردن و کشته شدنش را نپذیرند. این گفتار جارودیه بود و آنان را باید کافر شمرد زیرا یاران پیغمبر را کافر دانند. (ترجمهٔ الفرق بین الفرق صص ۲۴ -۲۵). شهرستانی چنین آرد: جارودیه، یاران ابوالجارودند. آنها گفتند که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بوصف به امامت علی (ع) تصریح کرده نه به اسم، و علی بعد از پیغمبر امام است و مردم تقصیر کردند که وصف را نشناخته و به جستجوی موصوف برنخاستند، و مردم در اختیار کردن ابوبکر به امامت کافر شدند. (ملل و نحل شهرستانی چ احمد فهمی محمد ج ۱ ص ۲۵۵). مرحوم اقبال در خاندان نوبختی چنین آرد: جارودیه یا سرحوبیه از فرق زیدیه اصحاب ابوالجارود یا ابوالنجم زیادبن المنذر العبدی [ است ] که میگفتند حضرت رسول امیرالمؤمنین علی را بوصف به امامت منصوب کرده نه به اسم و مردم را در اختیار ابوبکر به امامت و نشناختن وصف امام کافر میدانستند، و جارودیه پس از زیدبن علی محمدبن عبداللََّه بن حسن بن حسن را امام میدانستند. بعضی از ایشان می گفتند او نمرده و خروج خواهد کرد، بعضی دیگر محمدبن قاسم علوی صاحب طالقان ری و بعضی دیگر یحیی بن عمر صاحب کوفه را در همین مقام می پنداشتند. (خاندان نوبختی ص ۲۵۳). و رجوع به زیدیه و تعریفات میر سیدشریف ص ۵۰ و الفهرست ابن الندیم ص ۱۷۸ و بیان الادیان و الانساب سمعانی و خطط ج ۴ ص ۱۴۷ و مفاتیح العلوم و احمدبن محمدبن سعیدبن عبدالرحمن.... ابن عقدة در همین لغت نامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «جارودیة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید