معنی جارم
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) درونده. || فراهم آورنده. ج، جُرّم، جُرّام. (منتهی الارب) (آنندراج).[ رِ ] (اِخ) شیخ عبدالفتاح بن برهان الدین ابراهیم جارم بن محمدبن احمدبن عبدالمحسن حسنی، معروف به رشیدی بود. وی در ۱۲۴۰ هـ .ق . متولد شد و ابتدا نزد پدر خود به تعلم پرداخت و معقول و تفسیر را نزد او آموخت، سپس به قاهره رفت و در الازهر به تحصیل پرداخت و از شیخ ابراهیم سقا و جز او اجازه گرفت و بسوی بلد خویش مراجعت کرد و مردم از کثرت علم و دانش بدو روی آوردند. وی مدیر دقهلیه شد و در سال ۱۳۰۰ هـ .ق . درگذشت. او راست: الایضاحات الجلیة فیما تصح به الدعاوی الشرعیة. این کتاب در سال ۱۳۱۸ هـ .ق . در مطبعة الدمیاطیة بطبع رسیده است. (معجم المطبوعات).[ رِ ] (اِخ) شیخ علی. او راست: کتاب علم النفس و آثاره فی التربیة و التعلیم، که آن را با کمک مصطفی امین افندی تألیف کرده است و بسال ۱۳۳۳ هـ .ق . در مطبعهٔ معارف بطبع رسید. (معجم المطبوعات). این کتاب توسط دکتر معین بنام «روانشناسی تربیتی» به فارسی ترجمه گردیده و در اهواز از طرف ادارهٔ اوقاف بسال ۱۳۱۶ هـ . ش. چاپ و منتشر شده است.[ رِ ] (اِخ) محمد صالح حنفی رشیدی. از قضات بود. او راست: المجانی الزهریة علی الفواکه البدریة در فقه حنفی که در مطبعة النیل بطبع رسیده است. (معجم المطبوعات).[ رِ ] (اِخ) یکی از بلاد فرنگ است که بدست نورالدین محمود بسال ۵۶۸ هـ .ق . فتح شد. (وفیات الاعیان ج ۲ ص ۲۰۵).
کلمات همقافیه با «جارم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر