معنی جارف
5 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) مرگامرگی ستور و جز آن. (منتهی الارب). || طاعون. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || بلا. || شومی که مال و قوم را هلاک کند. (منتهی الارب).[ رِ ] (اِخ) طاعون جارف، بگفتهٔ صاحب قاموس طاعونی است که در زمان خلافت عبداللََّه بن زبیر پدید آمد. (اقرب الموارد). ابن اثیر نویسد: در این سال طاعون جارف در بصره در زمان حکومت عبیداللََّه بن معمّر پدید آمد و جمع کثیری را بکشت و مادر عبیداللََّه نیز جزو کشته شدگان بود. (کامل ابن اثیر ج ۴ ص ۱۰۳).[ رِ ] (اِخ) جائی است. و بعضی گویند عبارت از ساحل تهامة است. (مراصد الاطلاع) (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جارف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر