معنی جادوفش
3 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) مانند جادو. جادونما. بمانند جادو: فرازش نوردید و کردش نشان بدادش بدان پیر جادوفشان. دقیقی (از شاهنامه چ بروخیم). || کنایه از فتان و فریبا: کاخ او پر بتان جادوفش باغ او پر فغان کبک خرام.فرخی.
کلمات همقافیه با «جادوفش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فش» برای سرودن شعر