معنی جاحل
6 بازدید
[ حِ ] (اِخ) ابومحمد صدفی. از راویان است و ابن ربیع گفته است تا آنجا که من میدانم بجز اهل مصر کسی از وی روایت نکرده است. (حسن المحاضره فی اخبار مصر و القاهره ص ۸۵).[ حِ ] (ع ص) نعت فاعلی از جَحْل.بر زمین زننده: جحَله؛ بر زمین زد او را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جاحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر