معنی جاجو
6 بازدید
(اِ مرکب، از اتباع) در تداول عامه بمعنی رختخواب است: جاجوی بچه ها را درست کردن. جاجوی حسابی نداشتن.(اِخ) ده کوچکی است از دهستان جهانگیری بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز، واقع در ۲۹هزارگزی شمال باختری و ۸هزارگزی خاور راه شوسهٔ مسجدسلیمان به لالی، دارای ۵۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «جاجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر