معنی جابیدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) در یادداشت خط مؤلف لغت نامه بنقل از بیانکی این کلمه بمعنی خود را بخوشی رها کردن و تنبلی نمودن و بی حالی آمده است. مؤلف فرهنگ ناظم الاطباء آرد: سست شدن. || هولناک گشتن. || ترسیدن. || ناراضی بودن. || آزرده شدن. || پشیمان شدن و افسوس خوردن. || شکسته شدن -انتهی.
کلمات همقافیه با «جابیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر