معنی جابی
7 بازدید
(ع ص) نعت فاعلی از جِبایه. فراهم آورندهٔ باج. (منتهی الارب). || آنکه خراج گرد کند. (مهذب الاسماء) .فراهم آورندهٔ زکات و صدقه. عامل. ساعی. || (اِ) ملخ. (منتهی الارب).(اِخ) نام یکی از سپاهسالاران است که در خدمت صاحب بن عباد بوده. رجوع شود به فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۴۱ و ۱۶۶.(اِخ) شیخ مصطفی جابی حموی. یکی از بزرگان علما است. وی در علم تعبیر خواب و علم حروف تبحر داشت، و در جامع شیخ ابراهیم در حماه تدریس میکرد و مردی پاکدامن و پرهیزکار بود. مولد او بسال ۱۲۹۴ هـ .ق . است. (از تاریخ حماة ص ۱۸۶). او راست: دیوان مصطفی الجابی الحموی که بطبع رسیده است. (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «جابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر