معنی جائز داشتن
6 بازدید
[ ءِ تَ ] (مص مرکب) اباحه. روا شمردن. مباح کردن.
کلمات همقافیه با «جائز داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر