معنی جؤجؤ
9 بازدید
[ جُ ءْ جُ ءْ ] (ع اِ) سینه یا استخوان سینه. (منتهی الارب). ج، جآجی. (از منتهی الارب). سینهٔ کشتی. (از بلوغ الارب ج ۳ ص ۳۶۶): یکب الخلیلة ذات القلاع و قد کاد جؤجؤها ینحطم. (از بلوغ الارب ایضاً).[ جُ ءْ جُ ءْ ] (اِخ) دهی است به بحرین. (منتهی الارب).[ جُ ءْ جُ ءْ ] (ع اِ) سینهٔ مرغ. || سینهٔ کشتی. (آنندراج) (از اقرب الموارد). کجؤجؤ السفینه. (معجم البلدان ج ۱ ص ۲۰۲). || (اِ صوت) امر است شتران را برای درآمدن در آب. (ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جؤجؤ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جؤ» برای سرودن شعر