معنی جأف
7 بازدید
[ جَ ءْفْ ] (ع مص) بر زمین افکندن. || ترسانیدن. || برکندن درخت را از بن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جأف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أف» برای سرودن شعر