معنی جأر
4 بازدید
[ جَ ءْرْ ] (ع اِ و ص) گیاه انبوه. || مرد سطبر. || غیث جأر؛ بسیارباران. || (مص) فریاد و زاری کردن در دعا. (از منتهی الارب). زاری کردن. (ترجمان علامه جرجانی). || بانگ کردن گاو. || دراز شدن گیاه. || درازگیاه شدن زمین. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جأر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أر» برای سرودن شعر