معنی ثیب
12 بازدید
[ ثَ یْ یِ ] (ع ص، اِ) کالم. زن شوی دیده که اکنون بی شوی است به طلاق یا مرگ شوی. بیوه. عوان. مقابل. دوشیزه. ج، ثیبات. || مرد زن گرفته که اکنون بی زن است. مقابل پسر. عزب. || خلاف بکر. و در مرد و زن هر دو مستعمل است.[ ثَ ] (اِخ) کوهی است به شرقی مدینةالرسول.
کلمات همقافیه با «ثیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر