معنی ثکنة
6 بازدید
[ ثُ نَ ] (ع اِ) مرکز جند. میانه و مرکز اجناد بر رایات. || مجتمع جند بر لواء و علم قائد خویش. مؤلف تاج العروس از المحکم نقل میکند که کلمه فارسی است و جِ عربی آن ثکن است. || گروهی از کبوتران و مرغان. || گردن بند. || حمیل. || رایت. علامت. || قبر. || چاه آتش. || مغاکچه. || نیت ایمان با کفر. (منتهی الارب). || پاره ای پشم که بر گردن شتر آویزند. || میانهٔ لشکر.
کلمات همقافیه با «ثکنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر