معنی ثکل
5 بازدید
[ ثَ ] (ع اِمص) بی فرزندی.[ ثَ ] (ع اِمص) حُلق. فرزندمردگی. || مرگ. هلاک. || (مص) مصیبت زده شدن بمردن فرزند. بی فرزند شدن مادر. || گم کردن دوست. (تاج المصادر بیهقی).[ ثُ کُ / ثَ کَ ] (ع مص) بی فرزند شدن مادر. || گم شدن دوست کسی را. || مردن.
کلمات همقافیه با «ثکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر