معنی ثویه
5 بازدید
[ ثَ وی یَ ] (ع اِ) زن. || جای گوسپند و شتر. آغل شتران و گوسپندان. || مکان و جای. || سنگ تودهٔ پست که در صحرا سازند برای نشان.[ ثَ وی یَ / ثُ وی یَ ] (اِخ) موضعی است نزدیک کوفه و در آن است قبور ابوموسی الاشعری و مغیرةبن شعبة و زیادبن ابی سفیان. و گویند زندانی است در یک فرسخی حیره که نعمان بن منذر محبوسین را آنجا زندانی میکرد. (مراصد الاطلاع).
کلمات همقافیه با «ثویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر