معنی ثویر
4 بازدید
[ ثَ ] (اِخ) اَبرقُ الثویر. موضعی است بدیار عرب.[ ثُ وَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر ثور. || (اِخ) زمین ریگ زار و سنگستانی است سفید رنگ از بنی ابی بکربن کلاب نزدیک سواج و کوههای حمی ضریة. (مراصد الاطلاع).[ ثُ وَ ] (اِخ) آبی است از منزلهای تغلب بجزیره. (مراصد الاطلاع).[ ثُ وَ ] (اِخ) ابن ابی فاخته سعیدبن علاقه، مکنی به ابی الجهم. مولی جعدة هبیرة. تابعی است.[ ثُ وَ ] (اِخ) ابوحامد. تابعی است.
کلمات همقافیه با «ثویر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر