معنی ثوی
4 بازدید
[ ثَ وی ی ] (ع اِ) مهمانسرای. || مهمان. || بندی. ج، اَثویاء. || مجاور یکی از حرمین شریفین.[ ثَ وی ی ] (ع اِ) جِ ثَوّة.[ ثُ وی ی ] (ع مص) ثُوَّة. || اقامت دراز کردن. || فرود آمدن.[ ثِ وی ی ] (ع اِ) جامهٔ گروهه که بالای میخ بندند و بر آن مشک شیر بجنبانند تا مشک دریده و پاره نگردد.
کلمات همقافیه با «ثوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر