معنی ثوم بری
6 بازدید
[ مِ بَ رْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) موسیر. سیر صحرائی. ثوم الکلب. ثوم الحیة. مَطر قال. (ابن البیطار). اسقوردیون. شقردیون. (ابن البیطار). رجوع به ثوم الحبة شود.
کلمات همقافیه با «ثوم بری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر