معنی ثومة
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) یکی سیر. || بند شمشیر. برازبان شمشیر.[ مَ ] (اِخ) ابن مخاشن. پدر قبیله ای است.[ ثِ وَ مَ ] (ع اِ) درختی است بزرگ بی بار خوش بوی تر از آس و از آن مسواک سازند و آن در بثراء روید.
کلمات همقافیه با «ثومة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر