معنی ثول
7 بازدید
[ ثَ ] (ع اِ) گروه زنبوران عسل. (واحد از لفظ خود ندارد). || نر از زنبور عسل. || خانهٔ زنبوران عسل. || شورهٔ درخت. || نرهٔ شتر. || غلاف نرهٔ شتر. ج، اثوال.[ ثَ ] (ع مص) احمق گردیدن. || دیوانه شدن گرفتن. || ثولاء شدن گوسفند و آن استرخائی است در اعضای گوسفند یا دیوانگی گوسفند که چون بدو عارض شود تبعیت گوسفندان گذارد و تنها چرد. || ثول وعاء؛ ریختن همهٔ آنچه را که در خنور بود.[ ثُ ] (ع ص، اِ) جِ أثول.
کلمات همقافیه با «ثول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر