معنی ثوری
6 بازدید
[ ثَ را ] (اِخ) رجوع به ثوراء شود.[ ثَ ] (ص نسبی) منسوب به ثور. گاوی.[ ثَ ] (ص نسبی) منسوب است به ثور که بطنی است از همدان. (سمعانی).[ ثَ ] (اِخ) رجوع به سفیان ثوری شود.[ ثَ ] (اِخ) عبداللََّه بن محمدبن هارون مکنی به ابو محمد. او از شاگردان اصمعی بود و روایت از ابوعبیده و غیر او داشت و کتاب سیبویه را نزد ابی عمر جرمی خوانده است. او راست: کتاب امثال و کتاب اضداد و کتاب النوادر و کتاب فعلت و افتعلت و کتاب الخیل. (ابن الندیم).[ ثَ ] (اِخ) (ملاعلی...) یکی از شعرای ایران و این بیت اول رباعی از اوست: تا کی بمن آزار و جفا خواهی کرد با غیر برغم من وفا خواهی کرد.
کلمات همقافیه با «ثوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر