معنی ثوخر
6 بازدید
[ ثُ رَ ] (اِخ) پدر اوتانَ پارسی از دوستان داریوش که به وی در کشتن گئوماتای مغ مدد کرد.
کلمات همقافیه با «ثوخر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خر» برای سرودن شعر