معنی ثوبة
6 بازدید
[ ثَ بَ ] (اِخ) ابن جُمیر. صاحب لیلی اخیلیه است و او را دیوانی است.[ ثَ بَ ] (اِخ) ابن نمر بسی. مکنی به ابومحجن قاضی مصر. از قبیلهٔ بس بطنی از حمیر.
کلمات همقافیه با «ثوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر