معنی ثواء
6 بازدید
[ ثَ ] (ع مص) ایستادن. اقامت. مقیم شدن به جائی. ثواء مکان یا بمکان؛ اقامت دراز کردن در آن. || فرود آمدن به مکانی. || مدفون گردیدن.
کلمات همقافیه با «ثواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر