معنی ثناخواندن
5 بازدید
[ ثَ خوا / خا دَ ] (مص مرکب) مدح کردن : از آن پس ثنا خواند بر شهریار چنان چون بود درخور نامدار.فردوسی. همانکه آنش ثنا خواند اینش لعنت کرد بسوی آن حجری بود و سوی این گهری. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «ثناخواندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر