معنی ثمیلة
6 بازدید
[ ثَ لَ ] (ع اِ) بقیهٔ آب و طعام در شکم. || آب اندک باقی مانده در تک حوض یا مشک. || جای آب و طعام در شکم. || باقی دانه و پست و خرما در خنور. || باقی ماندهٔ هر چیز. || خانه ای که در آن فرش و قماش باشد. || مرغی است. || دیوارمانندی که از سنگ سازند تا آب را منع کند. || آن طعام که پیش از نوشیدن شراب خورند. || (مص) آشامیدن شراب که پیش از آن طعامی نخورده باشند. || (اِ) گل که از چاه برآرند. ج، ثمیل و ثمایل.
کلمات همقافیه با «ثمیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر