معنی ثمیر
4 بازدید
[ ثَ ] (ع اِ) شیری که مسکهٔ آن ظاهر نشده یا شیری که مسکهٔ آن ظاهر گردیده باشد. || مسکه که ظاهر شود بر ماست پیش از جمع شدن. || شب ماهتاب. (دهار). || میوه دار. (غیاث اللغة).[ ثُ مَ ] (اِخ) محدث است و او جد محمدبن عبدالرحیم است.
کلمات همقافیه با «ثمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر