معنی ثموم
5 بازدید
[ ثَ ] (ع ص) نعت فاعلی از ثَمّ. || شاة ثموم؛ گوسفند که گیاه را از بن برکند. ج، ثُمُم.
کلمات همقافیه با «ثموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر