معنی ثمود
6 بازدید
[ ثَ / ثُ ] (اِخ) نام یکی از قبائل قدیم عرب. مسکن این قبیله در موصل میان حجاز و شام بوده و در قرآن کریم نام این قبیله مانند قبیلهٔ عاد در ردیف جدیس [ کذا ] و طسم بیامده است و چنانکه انساب شناسان عرب گویند این قوم از فرزندان ثمودبن جاثربن ارم بن سام بن نوح علیه السلام باشند قومی بودند روستائی و قری و شهرها داشتند از سنگهای جسیم برآورده و مصانعی در صخره ها حفر کرده. و بت پرستیدندی و خدای تعالی صالح پیغامبر را بدانان فرستاد و او مردمان را به خدا خواند و به اعجاز شتری ماده از تخته سنگی برآورد قوم ثمود در عبادت بتان اصرار ورزیدند و در آخر آن شتر ماده را پی کردند و در این وقت عذاب صیحه بر ایشان فرود آمد و آن آوازی بود سخت مدهش از جانب آسمان که دلهای آنان در سینه ها ببرید و بمردند و آنگاه که رسول ما صلوات اللََّه علیه با اصحاب از نزدیکی زمینهای ثمود میگذشت مسلمانان را از درآمدن بدان ملک و آشامیدن آب آن منع فرمود. (قاموس الاعلام). صاحب مجمل التواریخ گوید: ارم بن سام را هفت پسر بودند نام ایشان عاد. ثمود. صحار. جاسم. وبار. طسم. جدیس. و اینان را عرب العاربه خوانند... ثمود... با فرزندان و جماعت [ خویش ] میان شام و حجاز آرام گرفت جائی که آنرا حجر خوانند و خدای تعالی صالح پیغامبر را بدین جماعت فرستاد... : یفنیهم الملک المظفر مثل ما فنیت ثمود فی الزمان الغابر. (منسوب به ابوعلی سینا) . ای از دل تو خدای ایمان برده کفرت سبق از ثمود و هامان برده... فخرالدین محمد سرخسی؟ این همان چشمهٔ خورشید جهان افروز است که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود. سعدی. قصهٔ عاد و ثمود از بهر چیست تا بدانی کانبیارا نازکیست.مولوی.(اِخ) ابن الندیم گوید ثمود نام کتابی است در کیمیا و صنعت و مؤلف آن حکما بوده اند .
کلمات همقافیه با «ثمود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر