معنی ثملة
5 بازدید
[ ثَ مَ لَ ] (ع اِ) باقی آب در تک حوض یا خنور و مانند آن. || باقی خرما در خنور. || خرقهٔ حیض. ج، ثمل. || پشم پاره ای که بدان روغن بر مشک و شتر مالند.[ ثَ لَ ] (ع اِ) ثُمل. رجوع به ثُمل شود. || گلی که از تک چاه برآید. || پشم پاره ای که بدان قطران بر شتر و روغن بمشک مالند. || باقی آب در تک خنور و حوض. || دانه و پست و خرما در خنور، ج، ثُمل.[ ثُ لَ / ثَ لَ ] (ع اِ) باقی آب در تک خنور و حوض. || باقی دانه و پست و خرما در خنور. ج، ثُمل.
کلمات همقافیه با «ثملة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر