معنی ثمثمة
5 بازدید
[ ثَ ثَ مَ ] (ع مص) پوشیدن سر آوند. || بازماندن و بحال خود گذاشتن. ترویح قلیل، یقال: ثمثموا بنا ساعة. || نیکو ناکرده شدن کار. || آویختن مشک را از ستون تا شیر در آن ریزند. || دو تا شدن و برگردیدن. یقال: هذا سیفٌ لایثمثم فَصله؛ أی لاینثنی اذا ضُربَ به و لایرتد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ثمثمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر