معنی ثلج چینی
7 بازدید
[ ثَ جِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) یا ثلج صینی رطوبتی منجمد برفی است شبیه به نمک که از هند آرند جهت بیاض عین و ظلمت بصر و ضمادش بر بدن جهت تب دق نافع است و این اسم را بر بارود نیز استعمال می کنند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). یطلق علی البارود و علی رطوبة تنعقد علی القصب بأطراف الهند تجلو البیاض و الظلمة. (تذکرهٔ ضریر انطاکی). نمک چینی و آن سنگی است سفید که بجهت جلای چشم در سرمه بکار برند و بعضی گویند شوره است. (برهان قاطع). سنگ سفید است که در سرمه ها بکار برند و جهت جلاء چشم و تب دق نافع است و طبیعت وی سرد است و خشک و ابن بیطار گوید زهرهٔ اسیوس است و در الف صفت آن گفته شد. (اختیارات بدیعی). و در ترجمهٔ صیدنه آمده است: از بلاد چین بعراق برند و رنگ او سخت سفید بود و زاید (؟) و چون غبار بود و در غایت لطیفی و خردی و او را در انواع سرمه ها بکار برند. || بارود. || جد چینی .
کلمات همقافیه با «ثلج چینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر