معنی ثلث
4 بازدید
[ ثُ ] (ع اِ) سه. || سه یک. سوم بخش. || لفظ معدول است از ثلاثة. دو دانگ. (زمخشری و ملخص اللغات حسن خطیب). ج، اُثلاث. || قسمی از خطوط یا قلم های اسلامی. قط قلم ثلث به پهنای هشت موی یال برذون است. نام خطی است از خطوط هفتگانه که عبارت است از: مناشیر، محقق، نسخ، ریحان، رقاع، ثلث، تعلیق؛ و متأخران یک خط دیگر از این استخراج کرده اند که نامش نستعلیق باشد و اصلش نسخ تعلیق. و ثلث را از آن ثلث گویند که در آن سوم حصهٔ اصول قلم باشد. (غیاث اللغة).[ ثُ ] (ع اِ) اصطرلاب ثلث. رجوع به اصطرلاب شود. || (مص) سوم شدن. بسه کردن. سه یک کردن. سیم شدن. (تاج المصادر بیهقی). || سه یکی مال کسی بستدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی).[ ثُ / ثُ لُ ] (ع اِ) ثلیث. سه یک. ج، اُثلاث.[ ثُ / ثُ لُ ] (ع اِ) ثلیث. سه یک. ج، اُثلاث.[ ثَ ] (ع مص) سه یک ستاندن. || سی گردانیدن. || سه گردانیدن چیزی را. || گرفتن ثلث مال. || سوم قوم شدن. || ثلث ناقة؛ بستن سه پستان او را. || ثلث جمل؛ سه تاه تافتن رسن اشتر را. || ثلث أرض؛ سه بار شیار کردن زمین را.[ ثُ ] (اِخ) موضعی است در دیار مراد. (مراصد الاطلاع).
کلمات همقافیه با «ثلث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لث» برای سرودن شعر