معنی ثلب

معنی ثلب

8 بازدید
[ ثَ ] (ع اِ) عیب. ج، ثلاب.
[ ثَ ] (ع مص) سرزنش کردن. نکوهیدن. عیب نمودن. نقص کردن. || راندن. || برگردانیدن. || رخنه کردن.
[ ثِ ] (ع اِ) ابن البیطار از قول ابن الوحشیة گوید: ثلب نام عربی نباتی است خودرو در کنار جویبارها و اطراف آبها و آن برگهای طویل شبیه ببرگهای آزاد درخت دارد به ارتفاع دو قامت و چوبش شبیه لحبة التیس و گرم و خشک است برگ خشک شده و مسحوق وی را چون در موی ریزند مانع ریختن آن شود و آنرا قوت بخشد... . || (ص، اِ) مرد پیر و شتر پیر که باردار نگرداند. (یعنی آبستن نکند). || شتر پیر دندان و موی دم ریخته. || گرگ کهن سال. ج، اثلاب و ثِلَبَة. || رَجَلُ ثِلب؛ مرد عیب ناک.
[ ثَ لَ ] (ع اِمص) ترنجیدگی. || ریم. ریمناکی. || (مص) رخنه دار شدن. شکافته شدن. || منغص شدن.
[ ثَ لِ ] (ع ص) چرکن. || نیزهٔ رخنه دار. || مردی ثلب؛ مردی عیب ناک.
[ ثُ ] (ع اِ) جِ ثلوب.
[ ثِ ] (اِخ) نام صحابی است و یا آن تلب است.

کلمات هم‌قافیه با «ثلب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید