معنی ثلاثی
7 بازدید
[ ثُ ثی ی ] (ع ص نسبی) سه حرفی (کلمه) و صیغ اسماء ثلاثی در عربی ده است: فلس. فرس. کتف. عضد. حبر. عنب. ابل. قفل. صرد. عنق. || منسوب به ثلثة. || و در کشاف اصطلاحات الفنون آمده است: بضمّ ثاء مثلَّثه، نزد علماء صرف عبارت است از اسم یا فعلی که یافت شود در او سه حرف اصلی. یعنی زائد بر سه حرف اصلی حرفی در آن نباشد. و ثلاثی را قطب اعظم هم نامیده اند چنانکه در پاره ای از شروح مراح الارواح ذکر شده. در آنجا که قول صاحب مراح را که گفته است: و الرباعی فرع الثلاثی، شرح میدهد. اگر ثلاثی جز سه حرف اصلی حرف زائدی نداشت آنرا ثلاثی مجرد نامند. مانند زید. وَ ضَرَبَ و اگر دارای حرف زائد بود آنرا ثلاثی مزید خوانند. مانند أکرَمَ و اِستنصَر. و ذوالثلاثة عندهم هوالاجوف ای معتلّ العین. و ثَلاثِیه در اصطلاح منطق قسمی از قضیهٔ حملیه است. و شرح آن در ضمن معنی لفظ حمل گفته شود.
کلمات همقافیه با «ثلاثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر