معنی ثل
6 بازدید
[ ثَ ل ل ] (ع مص) هلاک شدن. || هلاک گردانیدن. || سرگین انداختن ستور. || خاک در چاه ریختن. || ویران کردن: ثل التراب المجتمع؛ جنبانید آنرا یا طرفی از اطراف آنرا شکست و منهدم ساخت. || تباه کردن نظام کار. (تاج المصادر بیهقی). || درم و زر ریختن در بوته. || ثلل (در همهٔ معانی).
کلمات همقافیه با «ثل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثل» برای سرودن شعر