معنی ثقیب
5 بازدید
[ ثَ ] (ع ص، اِ) بسیار سرخ. || ناقهٔ بسیارشیر.[ ثُ قَ ] (اِخ) ابن فروه. رجوع به ثقب ابن فروة شود.[ ثُ قَ ] (اِخ) راهی است به برسوی ثعلبیة بطرف شام. (از مراصد الاطلاع ۱۰۴).
کلمات همقافیه با «ثقیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر