معنی ثغاء
6 بازدید
[ ثُ ] (ع اِ) ثاغیه. || بانگ گوسپند و گاو و بز و مانند آن وقت آبستنی. || (مص) بع بع کردن : از صهیل خیول و رغاء جمال و شهیق و زئیر سباع و کلاب و خوار بقور و ثغاء اغنام و صفیر طیور. (جهانگشای جوینی). || (اِ) کفتگی در لب گوسفند.
کلمات همقافیه با «ثغاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر